على محمدى خراسانى

57

شرح رسائل (فارسى)

و نظير دانش حكمت طبيعى كه در اطراف جسم طبيعى و عوارض آن سخن مىگويد و نظير دانش كلام كه پيرامون مبدأ و معاد سخن مىگويد و نظير دانش اصول فقه كه پيرامون مسئله حجيّت و عوارض آن گفتگو مىكند و نظير دانش فقه كه 95 / مسائل آن نظرى و استدلالى بوده و نياز به استدلال دارد و نظير پاره‌اى از قواعد منطقى از قبيل اينكه كل انسان كاتب بالامكان آيا كل انسان بالفعل كاتب بالامكان و يا كل انسان بالقوة كاتب بالامكان كه ميان فارابى و ابن سينا مورد اختلاف است . اين بود چند نمونه از دانشهاى نظرى . حال در اين‌گونه از دانشها اختلاف نظر و مشاجرات و اشتباهات ميان دانشمندان فراوان است و هيچ ضابطه‌اى هم براى رفع اين خطاها و اشتباهات نيست و لذا به اين‌گونه از علوم اعتماد نشايد كرد البتّه خطا در صورت استدلال نيست آرى خطا در مادّهء استدلال است زيرا كه ضابطهء كلّى در دست نيست مبنى بر اينكه موادّ استدلالات وضعشان فلان است آرى در منطق بطور مجمل و سربسته موادّ اقيسه و استدلالات را به پنج قسم تقسيم نموده كه عبارتند از : برهان - خطابه - جدل - شعر - مغالطه و هركدام را تعريف هم نموده امّا بيان نكرده كه كدام مادّه در فلان استدلال برهانى است و كدام مادّه مغالطه‌اى ؟ و . . . بلكه به دقّت خود انسان حواله شده كه با تأمّل تشخيص دهد و اشتباه در تشخيص فراوان است . و سرّ مطلب آنست كه موادّ استدلالها نامتناهى است و هر روز هم